بارادباراد، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

پسمل قشنگ من و بابایی

2سال و 9ماهگی............

چقدر دلم برای نوستن تو وبلاگت تنگ شده بود...خیلی وقته انقدر درگیر کارکردنم که حتی خودمم فراموش کردم چه برسه به یکی از قشنگترین خاطرات زندگیم......... جوجه زیبای من 1ماه نیمه که خونه اقاجونیم از وقتی رفتیم خونه جدید به دلیل شرایط خیلی خاصش که فقط بابایی درکش میکنه و به خاطرش اون خونرو گرفته مجبور شدیم پیش مامان جون اینا بمونیم و کلی مزاحمشون بشیم......تو این مدت کلی بهت خوش گذشته کلی تو حرف زدن راه افتادی تپلی شدی موهای سرت پر پشت شده از پوشک به جز شبا کاملا گرفتمت بعضی روزا میری مهد کلی با اقاجون رفیقیو هرروز ددری و یه عالمه اسباب بازی به ارشیو وسایلت اضافه شده 1هفته علیرضای اقا پیشت بودو کلی باهاش حال کردی و منم غبطه خوردم به داشتن پسر ...
24 شهريور 1394
1